صفحه نخست
تماس با من
آرشیو
آلبوم عکس
درباره من
دوستان
نویسندگان وبلاگ مجتبی احمدی
all
جوک .:. love .:. علمي .:. funny
خیلی باحاله نری ضرر کردی(hesam)
mojy
download
download
گنجیشک کوچولویه باحال
male khodame
sms
سایت مخصوص نرم افزارهای درسی (EN)
دیکشنری آنلاین
انزلی چی آبای...
کدهای تقلب تمام بازی ها
کی invasible ?
انزلی بلاگ
شهر من انزلی
ملوانیها
فروشگاه آنلاين
شرکت ایرانیان پیشگام
جوک Joke :
-يه تهرانیه ميره كلانتري و ميگه: قربان، زنم گم شده! افسره ميگه: مشخصاتش رو بگو. طرف ميگه: يعني چي؟ افسره ميگه: مثلا زن من 60 كيلو، قد بلند، موهاش طلايي. طرف ميگه: زن من رو ولش كن، بريم زن تو رو پيدا كنيم!(قدیمی)
-يه روز دانشمندا داشتن با هم قايم موشک بازي مي کردن. انيشتن چشم مي ذاره و نيوتن ميره پشت سر انيشتن يه مربع به ضلع يک متر مي کشه و توي اون مربع مي ايسته! وقتي شمارش انيشتن تموم ميشه بر مي گرده و نيوتن رو مي بينه! ميگه: نيوتن! سوک سوک! نيوتن ميگه: من نيوتن نيستم! الان ثابت مي کنم! مساحت اين مربع 1 متر در 1 متر ميشه 1 متر مربع و من هم که روي اين مربع ايستادم! بنابراين نيوتن بر متر مربع ميشه پاسکال!(بهداشتی)
-تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!(کلیشه ای)
نوشته شده توسط mojy در چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 ساعت 06:39
یه بنده خدائی فوت میکنه اعلامیه اش رو میزنن رو دیوار برای انتخابات رای میاره![]()
نوشته شده توسط mojy در يكشنبه 1 ارديبهشت 1387 ساعت 02:24
1- خیلی ارزون هستند
2- زیاد اعتبار ندارند
3- دل خوش کنکند
4- هیچ وقت آنتن نمیدن
5- کلاستو اساسی میارن پایین
...
...
حيفه كه اين همه مواد حروم بشه!
قربانت، چوپان دروغگو!
د . . . . . . . . . . . . . . . . دو . . . . . . . . . . . . . . . . دوس . . . . . . . . . . . . . . . . دوسه ليتر بنزيِن داری به من بدي؟
اي مردشورتو ببرن که بود و نبودت يکيه!
نوشته شده توسط mojy در يكشنبه 2 دي 1386 ساعت 04:57
دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن: تورو خدا يكم اين بچههاي مارو نصيحت كنيد، پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده، همين جور در و ديوار ر و نگاه ميكنه. باز يارو ميپرسه: پسرجان، ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو ميپرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره ميزنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر ميكنن ما برش داشتيم
نوشته شده توسط mojy در جمعه 2 آذر 1386 ساعت 01:30
آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !
---------------------------------------------------------------
يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب
---------------------------------------------------------------
به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو
برو تو ادامه مطلب تا حال کنی
نوشته شده توسط mojy در يكشنبه 27 آبان 1386 ساعت 04:18
خوش غيرت با زنش ميره عربستان، يه عربه بهشون ميگه: اهلا و سهلا. خوش غيرت ميگه: والا من كه اصلا، ولي خانوم هم اهلا و هم سهلا!
***
یکی میره عروسی میبینه یکی داره تراول میده یکی دلار میریزه رو سره عروس جو گیر میشه کارت اعتباری در میاره میکشه لای سینه های عروس
***
يه بنده خدايي بالاي منبر بوده، يه خانومه ميگه: آقا، من تو منزل با چادر راه ميرم. بنده خدا ميگه: آفرين بر شما، كليد بهشت را بدهيد به اين خواهر! يه زن ديگه از اون طرف ميگه: آقا، من توي منزل با شورت ميگردم. بنده خدا ميگه: تباركالله، كليد منزل بنده را بدهيد به اين خواهر!
***
به قزوينيه ميگن فرق زنجير با انجير چيه ؟ ميگه اگه خوش شانس باشي زن جيرت مياد اگه بد شانس باشي ان جيرت مياد!
***
بنده خدا تو جزيره آدمخورا گير ميافته، با خودش ميگه: حالا كي ميخواد به اين احمقها ثابت كنه كه من آدم نيستم؟!
***
بندهخدا ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش ميپرسه کتاب چطور بود؟ بندهخدا ميگه : شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت! کتابدار ميگه: اهه، دفتر تلفن من دست تو چيکار ميکنه؟
***
دو تا ماشين با هم تصادف ميكنند. افسر مياد و ميپرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ بندهخدا ميگه: والله من خواب بودم نديدم، از ايشون بپرسيد.
***
سلام خوبی؟چه خبر؟فردا چه کاره ای؟فردا رو با کسی قرار نذار با بچه ها میام دنبالت که بریم خونه ی "رضا صادقی" مشکی شو دربیاریم...!
***
آرامش در زندگي بهترين چيزه
بيا به آرامش فکر کنيم
به زندگي
به عشق
به زيبايي
به بهشت
به جهنم
به درک
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم
نوشته شده توسط mojy در يكشنبه 17 تير 1386 ساعت 06:51
يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين
شوهر به زن: سه تا حيوان وحشي که با «خ» شروع ميشه بگو! زن: خودت، خواهرت، خدابيامرز مادرت
به تركه ميگن: پاهات ترك خورده، جوراب بپوش تا خوب بشه. ميگه: برو بابا، 20 ساله شورت ميپوشم، هنوز ترك باسنم خوب نشده
دوست دختر بچه مثبته براش بوسه ميفرسته، يارو جا خالي ميده
قزوينيه ميره خواستگاري، بهش دختر نميدم، رو باسن دختره اسيد ميپاشه!
برای دیدن کلیه جک های با حال به ادمه مطلب بروید
نوشته شده توسط mojy در دوشنبه 11 تير 1386 ساعت 08:42
يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين
شوهر به زن: سه تا حيوان وحشي که با «خ» شروع ميشه بگو! زن: خودت، خواهرت، خدابيامرز مادرت
به تركه ميگن: پاهات ترك خورده، جوراب بپوش تا خوب بشه. ميگه: برو بابا، 20 ساله شورت ميپوشم، هنوز ترك باسنم خوب نشده
دوست دختر بچه مثبته براش بوسه ميفرسته، يارو جا خالي ميده
قزوينيه ميره خواستگاري، بهش دختر نميدم، رو باسن دختره اسيد ميپاشه!
برای دیدن کلیه جک های با حال به ادمه مطلب بروید
نوشته شده توسط mojy در دوشنبه 11 تير 1386 ساعت 08:42
جک های با حال ( لطفا ناراحت نشوید اگر جک نسبت به محل شما بود ۰ ببخشید ))
به ترکه ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام 2500 ميگيريم خالي ميکنيم!!~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!!!~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تركه به رحمت خدا يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمهسبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمهسبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفتهس.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمهسبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!! تركه تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه!
بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟!
مي گه : آخه خيلي كلاس داره!!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!
از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده!
می گن اين چيه رفتی گرفتی؟!
می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه:(( يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه:
((( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! )))
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!تركه مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم.
تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
برای دیدن ادامه جک ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
نوشته شده توسط mojy در شنبه 18 فروردين 1386 ساعت 04:31

